بایگانی ماهیانه: مرداد ۱۳۹۲

نقدی بر نامه آقای پژوهش به آقای نوری زاد

 جناب آقای دکترخزعلی، نامه آقای دکتر حسین پژوهش واعتراض ایشان به آقای نوری زاد دررابطه با کار نمادین ایشان و بوسیدن پای کودک بهائی که پدر بزرگش به جرم بهائی بودن اعدام شده و هم اکنون پدر و مادرش به همان جرم در زندان هستند مرا وا دار کرد که چند خطی در این رابطه بنویسم. همان طور که استاد عبدالحمید معصومی تهرانی چنین نوشته اند:(اگر برادران ایمانی ،بخصوص علمای مذهبی کمترین درکی از معانی و مفاهیم اعمال نمادین را داشتند ، متوجه می شدند که دلجوئی و بوسه شما بر پای یک کودک بهائی زاده نه تنها به معنای تبلیغ و تأیید آئین بهائیت نیست ،بلکه بیانگر منطق دین اسلام است که برای حیات و شئون انسان بما هو انسان بدون توجه به دین و آئین و نژاد و ملیتش ارزش و احترام قایل است ) جای بسی خوشحالی است که ایشان با این تفکر درخور ستایش تنها نیست و عده ای از جمله خود شما هم با ایشان هم عقیده هستید.

ادامه‌ی خواندن

نظر ملا کاظم خراسانی به ایجاد حکومت اسلامی توسط روحانیون

در مقدمه و قبل از گفتگو لازم دیدم که در معرفی ملا کاظم خراسانی و مقام مذهبی او مختصر اشاره ای میکنم

روحانی که به مقام مرجع کل می رسد باید دانشمند تر از همه مراجع باشند.

ملا کاظم خراسانی یکی از این مراجع کل تقلید شناخته شده بود.

از نیمه قرن ۱۹ تا امروز ۹ نفر از روحانیون به چنین مقامی رسیده اند که عبارتند از:

۱ –  شیخ محمد حسن اصفهانی نجفی مشهور به صاحب الجواهر

ادامه‌ی خواندن

کنفرانس ایران شناسان

” اگر تمام گلها را هم از شاخه بچینند نمی توانند جلو بهار را بگیرند” پائلو نرودا

  آیا حمایت و طرفداری روزنامه کیهان از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی”دوستی خاله خرسه ” نیست؟

آورده اند که در روزگاران گذشته دهقانی، خرسی داشت که با او زندگی می کرد. روزی دهقان قصد خواب داشت از خرس خواست که اگر مگسها مزاحم خواب او شدند آنها را دفع نماید. دهقان به خواب رفت، ناگهان مگسی به صورت دهقان نشست خرس برای دفع مگس سنگ گرانی برداشت و بر سر دهقان کوبید تا دستور ارباب را اجرا کرده باشد. اما آن شد که نباید می شد.

ادامه‌ی خواندن

روحانیت و انقلاب مشروطه

نظر ملا محمود کاظم خراسانی و رفع اتهام از بهائیان

روحانیون بزرگ نجف از همان ابتدا از مشروطه خواهان و به ویژه از طباطبائی و بهبهانی طرفداری می کردند.

– حائری می‌ نویسد:

طرفداری آنها از مشروطه خواهان پس از به توپ بستن مجلس در سال ۱۹۰۸/۱۳۲۶|ق تشدید شد. روحانیون بر ضد محمد علیشاه و متحدین خارجی او روسها بودند، چون انها را دشمن اسلام و مسلمین می دانستند. نادیده گرفتن اصول دموکراسی چندان مورد توجه آنها نبود آنچه برای آنان اهمیت داشت این بود که یک دولت مستبد و غیر اسلامی از میان برود و سربازان کافر روسی اخراج شوند.

برای مبارزه با محمد علیشاه سه روحانی بزرگ ساکن عراق دست کمک به سوی سلطان سنی عثمانی دراز کردند« در این مصیبت بزرگ اکنون شکایت به پیشگاه الله می بریم و از آن سلطان مسلمین ترحم میجوییم زیرا پناهی جز آن مقام برای ما نیست ».

ادامه‌ی خواندن