بایگانی ماهیانه: بهمن ۱۳۸۴

کنکاشی در باره مطلب ارائه شده توسط کیهان به تاریخ ۵ بهمن ۸۴

مسئولین کیهان در فکر فاجعه آفرینی هستند

 

کنکاشی در باره مطلب ارائه شده توسط کیهان به تاریخ ۵ بهمن ۸۴ .

“متن کیفرخواست دادستان یزد علیه متهمین یک قتل بهائیان و ماجرای قتل در ابرقو.”

زاهدا گولم نزن دوزخ ندارد آتشی            گر درآنجا آتشی باشد از اینجا برده اند

 

قبل از ورود به بحث و بررسی چگونگی واقعه ابرقو اولین مطلبی که ذهن خواننده را به خود مشغول میدارد این مسئله است که به چه انگیزه ای سردبیر محترم روزنامه کیهان مسئله ای که به ۵۶ سال قبل مربوط است به یکباره مطرح میکند. آیا زیر این کاسه نیم کاسه ای است؟  اگر روزنامه کیهان قصد روشنگری دارد، چرا به صدها پرونده ای که بعد از شهریور ۱۳۲۰ مربوط به اذیت، آزار، غارت و کشتار بهائیان است نمی پردازد، اما یک پرونده ای که حتی دخالت بهائیان در آن اثبات نشده با آب و تاب شرح میدهد.چرا نویسنده محترم چشم خودرا برهمه اذیت و آزارها و کشتارهای  بهائیان بعد از شهریور ۲۰ تا تشکیل جمهوری اسلامی بسته است و درباره هیچکدام از آنها دم نمی زند؟ آیا پرونده قتل یک دکتر در کاشان که به شهادت دوست و دشمن خدمت گذار جامعه بوده است به نام سلیمان برجیس به نظر ایشان نرسیده است؟ آیا نمی داند که اورا ببهانه عیادت بیمار به مسلخ بردند و قطعه قطعه کردند؟ آیا نمی داند که در فریدن زارعی را دربرابر چشمان فرزندش قطعه قطعه کردند؟ اگر بخواهیم به شرح همه جنایاتی که به نام دین انجام گرفته اند بپردازیم، مثنوی هفتاد من میشود. هدف از طرح اینگونه مطالب توسط روزنامه کیهان، تحریک احساسات مذهبی بخشی از جامعه نسبت به هموطنان بهائی است. چه گروهی از اینگونه مسائل بهره برداری خواهد کرد، هنوز مشخص نیست. جامعه بهائی ایران فشارهای فوق تصور در ۲۷ سال گذشته تحمل کرده و دم برنیاوده. از قبیل اعدام های بدون دلیل، مصادره اموال، اخراج از ادارات و خدمات دولتی، جلوگیری از ورود جوانان بهائی به دانشگاه ها و مدارس، نمونه هائی از این اقدامات است.   تاریخ به ما می آموزد که دولتمردان و حکام همیشه اقلیت های مذهبی را قربانی اهداف خود کرده اند. به عبارتی دیگر اقلیت های مذهبی در طول تاریخ مرغ قربانی در مجالس بزم و سرور و یا مراسم سوگواری بوده اند.

ادامه‌ی خواندن