کنفرانس ایران شناسان

” اگر تمام گلها را هم از شاخه بچینند نمی توانند جلو بهار را بگیرند” پائلو نرودا

  آیا حمایت و طرفداری روزنامه کیهان از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی”دوستی خاله خرسه ” نیست؟

آورده اند که در روزگاران گذشته دهقانی، خرسی داشت که با او زندگی می کرد. روزی دهقان قصد خواب داشت از خرس خواست که اگر مگسها مزاحم خواب او شدند آنها را دفع نماید. دهقان به خواب رفت، ناگهان مگسی به صورت دهقان نشست خرس برای دفع مگس سنگ گرانی برداشت و بر سر دهقان کوبید تا دستور ارباب را اجرا کرده باشد. اما آن شد که نباید می شد.

از آنزمان هر گاه شخصی از روی نادانی بخواهد خدمتی به ولی نعمت خود بکند که منجر به بی آبرویی و زیان او بشود کار او را دوستی خاله خرسه می نامند.

حال این سوال مطرح است که آیا اتهاماتی که اقای شریعتمداری و یارانش به انسانها، سازمانها و مذاهب برای حفظ باصطلاح نظام میزنند دوستی خاله خرسه نیست؟ برای مثال وقتی روزنامه کیهان با آب و تاب شرح می دهد که مخالفین بشار اسد که طرفداران آمریکا هستند چه جنایاتی مرتکب شده اند و مینویسد” سند دیگری از جنایات مزدوران آمریکا  تروریستها در سوریه کودک ۳ ساله را به دار آویختند. تروریستهای سوریه پس از کشتار اعضای یک خانواده شیعه عراقی تنها بازمانده این خانواده که یک کودک ۳ ساله بود را دار زدند” چون سایت بازتاب از گروه خودی ها این خبر کیهان را خلاف واقع خواند و نوشت ” تصویر منتشر شده از سوی این روزنامه متعلق به یک جنایت جنسی در حلب سوریه و مربوط به چند ماه قبل از آغاز درگیری ها در این کشور می باشد” چنان خشم آقای شریعتمداری و یارانش را بر می انگیزد که می نویسد

” گردانندگان سایت اجاره ای و حق العمل کاری بازتاب کدام سوتی را با با مزدوران سازمان سیا و موساد دارند که برای چندمین بار جنایات مزدوران این سرویسهای جاسوسی را انکار می کنند”

حال که با سبک و سیاق کار آقای شریعتمداری آشنا شدیم نگاهی به روزنامه کیهان و اظهار نظر او به کنفرانس ایران شناسان که ۱۲ تا ۱۴ مرداد در استانبول تشکیل شد می اندازم. در این کنفرانس حدود هفتصد نفر ایران شناس از کشورهای ژاپن، کره جنوبی ، تایوان، ازبکستان، روسیه، خاورمیانه، از کشورهای اروپایی، آمریکایی و کانادائی شرکت کردند*. مطالب ارائه شده در ۱۲۵ پانل عبارت بودند از شعر، ادب، هنر، تأتر، سینما، اقتصاد، آموزش و پرورش، موسیقی ایران از فارابی تا امروز، دین، نحوه تاریخ نگاری در دوران ایلخانیان، تاریخ عکاسی، زنان، اقوام و غیره از بین ۱۲۵ پانل تنها دو پانل راجع به باب و بهاء الله صحبت شد.

* بنابر گزارش رادیو فردا ۸ نفر از محققین ایرانی نیز شرکت کرده بودند. شرکت کنندگان اسرائیلی ۳ نفر بودند

مطالب ارائه شده در پانل هیچ ربطی به مسائل سیاسی اظهار شده از طرف کیهان نداشت.

آیا آقای شریعتمداری فرصت بسیار مناسبی را از دست نداد؟ اگر ایشان  گروهی از استادان که در خط حزب الله و معتقدین به اصل ولایت مطلق فقیه هستند به کنفرانس اعزام میکرد که با دفاع  از تز ولایت مطلق فقیه و کارائی آن برای غلبه بر گرفتاریهای جهان مخاطبین را قانع می کردند خدمتی به اسلام نبود؟

چرا باید هفتاد نفر استاد که سالک در خط حزب الله بودند از دو محقق بهائی بترسند و با آنها روبرو نشوند؟ آیا این اساتید محترم نمیتوانستند در چنین کنفرانسی حقانیت نظریات جمهوری اسلامی وابطال نظریات دیگران را اثبات نمایند؟ آیا اینها با عدم شرکت در کنفرانس ضعف خود را در برابر مخالفین نشان ندادند؟

به نظر من نگارنده کار آقای شریعتمداری و ترساندن اساتید از عواقب شرکت آنان در کنفرانس همان کار خاله خرسه است که ضرر آن قابل جبران نیست.

مگر آقای رئیس جمهور مرتب در مجامع بین المللی از مشارکت در مدیریت جهان داد سخن نمی دهد، حال که چنین موقعیتی فراهم شده بود آیا بهتر نبود که در این کنفرانس شرکت کنید وبا یک تیر دو نشان را بزنید. یکی مهر باطل به نقشه صهیونیست ها بزنید و دیگری اثبات حقانیت تز ولایت مطلق فقیه و ضرورت آن برای اداره جوامع بشری بنمائید؟.

اعمال آقای شریعتمداری و یارانش در انتشار مطالب بی سروته و نادرست از دید مردم پنهان نمی ماند. در عصر کامپیوتر کمتر می توان دروغ گفت، چون امکانات فراوانی برای بدست آوردن حقایق وجود دارد.

آقای شریعتمداری راجع به کنفرانس ایران شناسی هر چه دلش بخواهد میتواند بنویسد اما حقیقت را نمی تواند پنهان کند. مقالات ارائه شده از طرف محققین بهائی موجود است. آیا روزنامه کیهان آماده است مقالات را چاپ کند و قضاوت در باره آنها را به مردم واگذارد؟ آنچه مسلم است در مقالات ارائه شده کوچکترین اشاره ای به جمهوری اسلامی در آنها دیده نمی شود.

ای کاش آقای شریعتمداری این شهامت را داشت و مقالات را چاپ می کرد تا سیه روی شود هر که در آن غش باشد. از آقای شریعتمداری انتظاری ندارم اما زمانی که عده ای دانشگاهی همراه و هم زبان ایشان می بینم متأسف می شوم.

احمد شاملو شاعر بلند آوازه ایران چه خوب گفته است:

“حرف مزخرف خریدار ندارد. پس تو که پوزه بند به دهان می زنی از درستی اندیشه من از نفوذ اندیشه من می ترسی”

 

پاسخ دهید