نقدی بر نامه آقای پژوهش به آقای نوری زاد

 جناب آقای دکترخزعلی، نامه آقای دکتر حسین پژوهش واعتراض ایشان به آقای نوری زاد دررابطه با کار نمادین ایشان و بوسیدن پای کودک بهائی که پدر بزرگش به جرم بهائی بودن اعدام شده و هم اکنون پدر و مادرش به همان جرم در زندان هستند مرا وا دار کرد که چند خطی در این رابطه بنویسم. همان طور که استاد عبدالحمید معصومی تهرانی چنین نوشته اند:(اگر برادران ایمانی ،بخصوص علمای مذهبی کمترین درکی از معانی و مفاهیم اعمال نمادین را داشتند ، متوجه می شدند که دلجوئی و بوسه شما بر پای یک کودک بهائی زاده نه تنها به معنای تبلیغ و تأیید آئین بهائیت نیست ،بلکه بیانگر منطق دین اسلام است که برای حیات و شئون انسان بما هو انسان بدون توجه به دین و آئین و نژاد و ملیتش ارزش و احترام قایل است ) جای بسی خوشحالی است که ایشان با این تفکر درخور ستایش تنها نیست و عده ای از جمله خود شما هم با ایشان هم عقیده هستید.

 متئاسفانه آقای دکتر پژوهش آسمان و ریسمان را به هم بافته و اتهاماتی تکراری ونخ نما شده که بارها به بابیان و دیرتر بهائیان زده شده و جواب هم گرفته اند تکرار کرده است . ردیه هائی که بنابر گفته یکی از روحانیون ارزش نگاه کردن هم ندارد وی خواسته است بنا بر وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر از این راه آقای نوری زاد را به اشتباهش آگاه سازد او در نامه که نوشته خود را سرزنش می کند (که چرا همان هنگام نکوشیدم تا شما را با کنار زدن نقاب تزویر و دروغ از چهره تشکیلات هزار توی بهائیت از آن همه سر افکندگی بر هانم) این سخن آقای پژوهش مرا به یاد آن اعرابی انداخت که در برکه ای آبی نه چندان مطبوع پیدا کرد و چون تا آن روز آبی بهتر از آن ندیده بود مشکی را پر از آن آب کرد و به عنوان هدیه ای نزد خلیفه برد. خلیفه برای آنکه اعرابی دجله و فرات را نبیند و از کار خود خجلت زده نشود دستور داد به او هدیه ای بدهند و او را مرخص کنند .

 این داستان زبان حال کار آقای پژوهش است. ایشان اتهامات کهنه شده بی اعتباری را که ده ها سال است به بهائیان می زنند به عنوان واقعیاتی که تا کنون کسی نمی دانسته تصور کرده اند و خواسته اند آقای نوری زاد را هدایت کنند. البته نا گفته نماند که اگر آقای پژوهش بخواهند در مقاله ای جداگانه می شود راجع به همه ایرادات ایشان بحث کرد اما مهم این است که بتوانیم بر سر حقوق شهروندی انسانها صرف نظر از اعتقادات آنها با هم دیگر به توافق برسیم به عنوان یک انسان باید قبول کنیم که در هر گوشه ای از جهان اگر به کرامت هر انسانی توهین شد باید محکوم کرد . وظیفه هر انسانی است که به همه کودکانی که از مهر و محبت پدر و یا مادر محروم شده اند بدون توجه به نژاد ، ملیت و مذهب مهربانی کرد. دین باید مروج اخلاقیات در جامعه باشد نه مروج خشونت و دشمنی.

 در اینجا لازم دیدم که جهت اطلاع شما اشاره ای به آمار دانشنامه بریتانیکا درباره آئین بهائی بکنم. امروزه حدود هفت ملیون بهائی در۲۲۱ کشور و جزیره زندگی می کنند. بهائیت بعد از مسیحیت گسترده ترین آئین در جها ن است تعداد بهائیان ایران حد اکثر بین ۵ تا ۱۰ درصد از بهایئان جهان را تشکیل می دهند .بدین ترتیب اتهاماتی که شما وارد کرده اید محلی از اعراب ندارد. شما تصور می کنید که یک آلمانی فرانسوی هلندی و غیره به دستور خارجیان بهائی شده اند تا به تشیع لطمه بزنند یا چون قانع شده اند که قائم آل محمد ظاهر شده بهائی شده اند؟ آیا نباید شما به فکر بیافتید که چرا ملت های دیگر جهان به بهائیت روی می آورند. اگر می خواهید با بهائیت مبارزه کنید بهتر است با آموزه های آن آشنا شوید نه اینکه با اتهامات واهی چون جاسوس انگلیس و روس و اسرائیل سعی در بی اعتبار کردن آنها داشته باشید بهائیان نه تنها که با اسلام مخالفت نکرده اند بلکه کتابها ومقالات فراوانی در دفاع از اسلام و خصوصا تشیع نوشته اند.

 به امید روزی که همه ایرانی ها در سرزمین ایران با دوستی و برابری زندگی کنند و هیچ گروه و یا آئینی خود را تافته جدا بافته نداند و حق ویژه ای برای خود قائل نباشد.

 به امید روزی که زرتشتی یهودی مسیحی بهائی وبی دین کنا ر یک دیگر و با احترام به عقاید هم دیگر زندگی کنند

فرانکفورت مرداد ۱۳۹۲ اوت ۲۰۱۳ ایرج اشرا قی 

پاسخ دهید