نظر ملا کاظم خراسانی به ایجاد حکومت اسلامی توسط روحانیون

در مقدمه و قبل از گفتگو لازم دیدم که در معرفی ملا کاظم خراسانی و مقام مذهبی او مختصر اشاره ای میکنم

روحانی که به مقام مرجع کل می رسد باید دانشمند تر از همه مراجع باشند.

ملا کاظم خراسانی یکی از این مراجع کل تقلید شناخته شده بود.

از نیمه قرن ۱۹ تا امروز ۹ نفر از روحانیون به چنین مقامی رسیده اند که عبارتند از:

۱ –  شیخ محمد حسن اصفهانی نجفی مشهور به صاحب الجواهر

۲ –  شیخ مرتضی انصاری ( فوت ۱۸۶۴/۱۲۸۱)

۳ – میرزا حسن شیرازی (فوت ۱۸۹۴/۱۳۱۲)

۴ – آخوند ملا محمد کاظم خراسانی(فوت ۱۹۱۱/۱۳۲۹)

۵ – حاجی سید محمد کاظم طباطبائی یزدی(فوت ۱۹۱۹/۱۳۲۹)

۶- میرزا محم تقی حائری شیرازی(فوت ۱۹۲۰/۱۳۳۹)

۷- شیخ فتح الله شریعت اصفهانی(فوت ۱۹۲۰/۱۳۳۹)

۸- حاجی سید ابولحسن موسوی اصفهانی(فوت ۱۳۲۶ خورشیدی)

۹- حاجی آقا حسین بروجردی(فوت ۱۳۴۰ خورشیدی)

تشیع و انقلاب مشروطیت در ایران – عبدالهادی حائری انتشارات امیر کبیر ۱۳۶۰ (ص ۸۳)

در کل جهان شیعه تا کنون ۵۸ مرجع تام داشته ایم ۳۴ نفر ایرانی، ۲۳ نفر عراقی و یک نفر عمانی.

در دوران انقلاب مشروطه دو نفر از مراجع دارای این مقام بوده اند ملا محمد کاظم خراسانی موافق انقلاب مشروطه و حاجی سید محمد کاظم یزدی مخالف انقلاب مشروطه که هم زمان بودند اما هیچکدام از آنها به ولایت فقیه اعتقاد نداشتند (کدیور-مصاحبه با بی بی سی ۲۰٫۰۴٫۲۰۰۴ )

عبدالهادی حائری برای بزرگ نشان دادن نائینی متفکر حکومت اسلامی که از محارم ملا کاظم خراسانی بوده مینویسد چون او و شیخ عبدالکریم حائری هم زمان روحانیون بزرگ و مراجع تام بودند به این مقام نرسیدند در حالی که چنین شایستگی را داشتند که چنین مقامی را احراز کنند. در حالی که می دانیم ملا کاظم خراسانی و ملا کاظم یزدی هم زمان بودند و همین طور محمد تقی حائری شیرازی و شریعت اصفهانی هم همدوره بودند. اگر نائینی به این مقام نرسیده حتما دلیل دیگری داشته. نائینی ایتدا همراه مشروطه خواهان بود اما پس از حمله روسها به ایران و حملات روحانیون طرفدار استبداد به مشروطه خواهان به رهبری سید کاظم یزدی به عنوان بزرگترین مرجع تقلید شیعه دست از مشروطه خواهی برداشت و حتی نام مشروطه را بر زبان نیاورد. وی از میرزا محمود یزدی برادر زن خود که کتاب تنبیه الائمه( تز نائینی برای حکومت اسلامی) را چاپ کرده بود خواست که همه نسخه های آن را جمع کند و از بین ببرد، حائری یاد شده ص ۷-۱۶۶ نائینی ولایت فقیه را در حد امور حسببیه قبول داشت.

پس از این مقدمه مختصر و آشنائی با محمد حسین نائینی غروی معروف به نائینی آشنا شدیم، نگاهی به پیشنهادی که او به ملا کاظم خراسانی و دعوت او به تشکیل حکومت اسلامی کرد می اندازیم.

نائینی برای حل اختلاف بین دو مرجع بزرگ دوران به ملا کاظم پیشنهاد کرد برای رفع این اختلاف ایشان از تائید حکومت مشروطه صرف نظر کند و به جای آن به فکر ایجاد یک حکومت اسلامی باشد و خود اداره این حکومت را بر عهده گیرد. نائینی در محاسن این پیشنهاد می گوید

۱-    همه کسانی که در صف مخالف او هستند به او خواهند پیوست و اختلاف بین روحانیون خاتمه پیدا می کند

۲-    حکومت عدل اسلامی که آرزوی همه ماست جامه عمل می پوشد.

۳-    روحانیون شیعه این امکان را پیدا می کنند که قوانین شریعت را که تا کنون اجرا نمی شده اجرا کنند.

نائینی مسئله ولایت فقیه که خود طرفدار آن بود را مطرح کرد و دلائل عقلی و نقلی بر اثبات آن را ارائه داد.

ملا کاظم خراسانی پس ز شنیدن سخنان نائینی به او یادآور شد، اگر فرض کنیم استدلال شما به لحاظ نظری اشکال ندارد اما در مرحله عمل دچار اشکالات زیادی خواهیم شد، اگر حکومت را به روحانیون بسپاریم ضررهایش بیشتر از منافعش خواهد بود. مصطفی تاج زاده به استناد گفته های « استاد جلیل القدر» آقا بزرگ تهرانی از شاگردان مبرز خراسانی که در انقلاب مشروطه نقش داشته از قول ملا کاظم چنین نقل می کند:

۱-    اگر چه تشکیل حکومت دینی در راس آن روحانیون باشند و قوانین شرع را اجرا کنند برای ما کمال مطلوب است، اما تشکیل چنین حکومتی پیروان سایر ادیان و مذاهب را هم ترغیب به تشکیل چنین حکومتهائی خواهد کرد. خطر این گونه حکومت ها از حکومتهائی که فعلا در دنیا هستند برای ما بیشتر است، چون حکومت های فعلی تنها به مواردی با ما مخالف هستند که دین ما با سیاست آنها مشکل دارد، اما حکومتهای مذهبی غیر شیعه بر سر اعتقادات ما با ما اختلاف دارند بدین ترتیب ما منزوی می شویم و شیعیان در جوامع غیر شیعه دچار مشکل می شوند. همانطور که وقتی شاه اسماعیل صفوی حکومتی مبتنی بر تعصبات شیعه بر پا کرد در عثمانی به دستور سلطان سلیم چهل هزار شیعه را به قتل رساندند.

۲-    تا زمانی که ما از بیرون به تشکیلات نگاه می کنیم فساد را می بینیم و با آن مبارزه می کنیم. اما وقتی خودمان در حکومت باشیم چون فساد حکومت منسوب به ما است، مبارزه دیگران با فساد به مبارزه با روحانیون و با اصل دین در می آید. دفاع چشم بسته ما از فسادهای حکومت، وظیفه و تکلیف شرعی قلمداد می شود و ما بزرگترین عامل برای جلوگیری از مبارزه با فساد و حتی در دفاع از فساد می شویم. ما اگر دخالت در امور سیاسی رابه معنی نظارت بر حکومت بدانیم درست است  اما اگر به معنای اشغال پستهای حکومتی باشد چنین امری مضرّ به حال دین است. پس باید دومی را فراموش کرد تا بتوانیم اولی را نگاه داریم.

۳-    در حال حاضر که حکومت در دست ما نیست این همه با همدیگر اختلاف داریم و همدیگر را تکفیر می کنیم، اگر منصب حکومتی را به ما بدهند اختلاف در بین ما بسیار بیشتر خواهد شد. آیا بدین ترتیب مردم اعتقاداتشان به پیشوایان دینی و خود دین سست نخواهد شد؟ این که اگر ما حکومت را در دست بگیریم اختلافاتمان حل می شود درست نیست.

۴-    اگر ما بخواهیم حکومت را در دست بگیریم باید در همه زمینه ها افراد کاردان داشته باشیم که هم قوانین اسلامی را بشناسند  هم متدین باشند و هم مومن در حالیکه ما برای تصدی این گونه مناصب حتی در درصد چنین افرادی را نداریم. اگر افراد ناواردی را بکارگیریم اوضاع از این که هست بدتر خواهد شد. آنگاه مردمی که می بینند به دلیل ناآگاهی و کاردان نبودن افراد اوضاع خرابتر از سابق شده است نسبت به ما در اصل دین بدبین خواهند شد. این است که می گویم ضرر این گونه حکومت بیشتر از حکومت دینی است. درحکومت دینی همه نارسائی ها، فسادها بر گردن پیشوایان و اصل دین می افتد.

۵-    ۱۳۰۰ سال است که حکومت اسلامی نبوده، اما اسلام بوده است. آمچه مسلم است اسلام را حکومت اسلامی نگاه نداشته بلکه فعالیتهای حوزه های مذهبی نگاه داشته است

۶-    مشکل دیگر، شکل اطارفیان و بستگان ماست که با سوء استفاده از موقعیت و جایگاه ما هزار جور کار خلاف می کنند که همه آبروی ما و هم اعتقاد مذهبی مردم را می برند. ملا کاظم می گوید آیا بهتر نیست برای فرزندان من میرزا مهدی ، میرزا محمود و میرزا احمد که پدرشان همه کاره نباشند تا آنها هم در شرایطی قرار نگیرند که آلوده به دنیا شوند؟

با تجربیاتی که تاریخ از حکومتهای مذهبی دارد و با تجربیاتی که ملت ایران در سی وچند سال گذشته از حکومت مذهبی به دست آورد، تیزبینی و شناخت این روحانی بزرگ از شرائط اجتماعی قابل تحسین است. با یک نگاه به شرایط ایران آن چه که وی پیش بینی کرده بود دقیقا به وقوع پیوست. باید بپذیریم که ملا کاظم ده ها سال از جامعه جلوتر بوده است.

آنچه که مشخص است قداست دین در یک حکومت سکولار حفظ می شود، چون در چنین حکومتهائی پیروان همه ادیان از آزادی بیان و اجتماعات بر خوردار هستند و هیچ مقامی نمی تواند مانع انجام امور مذهبی آنها بشود. اما در حکومتهای مذهبی تنها فرقه حکومت گر دارای حق است و فرقه ها و یا گروههای دیگر یا اصولا حقی ندارند و اگر به آنها امکانی هم داده شود بسیار محدود خواهد بود. قداست دین در یک حکومت غیر دینی حفظ می شود و این مسئله را ملا کاظم به درستی می شناخته است.

 

پاسخ دهید