جواب به یک دوست از افغانستان در فیسبوک

۱) در جواب سوال دوست شما می توان گفت که در دیانت بهائی تقلید کورکورانه اصولا حرام است زیرا بهاءالله عقل را بزرگترین داده خداوند می داند و عصر ما را عصر بلوغ نوع بشر می نامد.

زبان خرد میگوید هر که دارای من نباشد دارای هیچ نه * از هر چه هست بگذرید و مرا بیابید ( مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر، ص ٢۶۴ )  عطیّهٴ کُبری و نعمت عظمی در رتبهٴ اولی خرد بوده و هست ( مجموعه‌ای از الواح، ص ٣۶ ) انسان چون بمقام بلوغ فائز شد باید تفحّص نماید و متوکّلا علی اللّه و مقدّسا عن الحبّ و البغض در امریکه عباد بآن متمسّکند تفکّر کند و بسمع و بصر خود بشنود و ببیند چه اگر ببصر غیر ملاحظه نماید از مشاهدهٴ تجلّیات أنوار نیّر عرفان الهی محروم ماند * ( مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر، ص ٢٧۶-٢٧٧ )         

کاش دوست محترم هم وقتی را که صرف جستجو در اینترنت و copy&paste کردن مطالب از سایت های دیگران کرده اند به جای آن به مطالعه درست و منصفانه در اصول آئین بهائی پرداخته بودند. جای سوال دارد که آیا ایشان به قول خود کورکورانه دین خود را انتخاب کرده اند یا از روی مطالعه و تحقیق ؟

 

۲) کتاب اقدس هم به زبان فارسی ترجمه و شرح داده شده و در دسترس همه بهائیان هست (http://reference.bahai.org/download/tdka-fa-pdf.zip) همانطوری که به صد ها زبان دیگر موجود است منجمله به انگلیسی و آلمانی و اسپانیائی و فرانسه و روسی و …

ولی آیا علمای بزرگ نمی گویند که ترجمه قرآن غیر ممکن است و تلاوتش تنها به عربی مجاز است؟ پس مومنین به چه زبانی باید آن را بخوانند و ایمان بیاورند؟ اگر نماز می خوانند به زبان مادری خود می خوانند یا به زبان عربی؟ آیا ۹۰ در صد مسلمانان که امروزه در جهان هستند و زبان مادری ایشان ترکی و اردو و پشتو و فارسی و دری و اندونزی و آلبانی و … هست، می فهمند در حین نماز و در حین تلاوت کلام خدا در مراسم عقد نکاح و دفن میت و … چه خوانده می شود؟

 

۳) آن کسی که مطالب را تحویل دوست شما داده یا تعصب داشته یا به هر حال اطلاعی از پیش زمینه ادبی و تاریخی و اصطلاحات نداشته. در کتاب بدیع اشاره به تعدادی از افراد است که به نفاق خود را در میان مومنین جا زده موجب قتل تعدادی از نفوس بی گناه شده بودند و بدین دلیل از آنها به عنوان “معرضین” ذکر شده و گفته شده که اگر آنها هم ادعای وحی و یا داشتن مقامی و رتبه ای بکنند تا اعتماد مومنین را جلب کنند، به حرفشان گوش نباید فرا داد. عبارت معرضین در آثار بهائی هیچگاه با اشاره به همه “غیر بهائیان” به کار نرفته است.

 ۴) برای کسانی که با ادبیات آشنائی داشته باشند پوشیده نیست که اشاره به محروم بودن از نامهای خدا و انسان بودن یک بحث عرفانی و فلسفی است که در دیوان شمس تبریزی هم به آن اشاره رفته است:

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر       کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما               گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

استنباطی که دوست شما نقل قول کرده اند مشخصا اشتباه است و این سخن شفاف بهاءالله به همه نوع بشر دلیل آن:

یا أهل أرض بشارت أوّل که از أمّ الکتاب در این ظهور أعظم به جمیع أهل عالم عنایت شد محو حکم جهاد است از کتاب. تعالی الکریم ذوالفضل العظیم الّذی به فُتح بابُ الفضل علی من فی السّموات و الأرضین. بشارت دوّم  اذن داده شد أحزاب عالم با یکدیگر بروح و ریحان معاشرت نمایند. عاشروا یا قومُ مع الأدیان کلِّها بالرَّوح و الرّیحان کذلک أشرقنیّر الأذن و الاراده من أفق سماءِ أمر اللّه ربّ العالمین … چون در مذاهب قبل نظر بمقتضیات وقت حکم جهاد و محو کتب و نهی از معاشرت و مصاحبت با ملل و همچنین نهی از قراءَت بعضی از کتب محقق و ثابت لذا در این ظهور اعظم و نبأ عظیم مواهب و الطاف الهی احاطه نمود و امر مُبْرَم از افق ارادهٴ مالک قِدَم بر آنچه ذکر شد نازل (مجموعه الواح مبارکه چاپ مصر، ص ١١۶-١١٧، ١٢٣-١٢۴)  و در کتاب اقدس بند ۷۵ می گوید که در این روز همه نوع بشر در دریای پاکی فرود آمده و دیگر کسی را نباید نجس و ناپاک دانست.

 ۵) آنچه دربیان نقل شده درباره شیعیان گفته شده اشاره به کسانی است که ائمه اطهار را به مقام حضرت پیامبر و یا حتی خدا می رسانند و مرتکب گناه بزرگی در حق هر سه، یعنی خدا و پیامبر و ائمه شده اند. وجود این چنین افراد در میان شیعیان حتی امروزه قابل انکار نیست و در خود احادیث ائمه هم این امر یعنی “غلوّ” اکیدا و سخت محکوم شده.

 ۶) آنچه در باره احکام باب مطرح شده بحث مفصلتر می طلبد ولی مختصرش آن است که به هر حال بهائیان باب را پیشرو و مبشر می دانند و معتقد نیستند که احکام او برای اجراء این دور و زمانه بوده بلکه یک جنبه متافوریک و سمبولیک دارد. از این گذشته احکام باب شدیدتر و خشنتز از شریعت اسلام نیست و ایرادات دوست شما از دید یک مسلمان معتقد قابل فهم به نظر نمی رسد. به هر حال اگر مشکلی با آئین باب دارند بهتر است با امت بابی در جریان بگذارند. ناگفته نماند که اکثر استنباطات دوست شما اشتباه و بی اساس است مثلا آنکه “باب گفته غیر بابیان را باید به قتل رساند.” این را با اشاره به یک سخن بسیار مبهم استدلال کرده، در صورتی که باب در همان بیان فارسی واحد چهارم باب پنجم به زبان خیلی روشن می گوید: “حرام شده در بیان حکم قتل باشدّ از هر شیئ که هیچ شیئ بمثل آن نهی نشده که هر کس بر قلب او خطور کند قتل نفسی از دین الهی بیرون میرود و معذّب میگردد مادامیکه خداوند خواهد و بر او حرام میشود آنچه بر او حلال بوده در بیان حتّی نفس او بر او و خداوند اذن نفرموده که کسی در بیان فتوای قتل کسی را دهد در هیچ حال و در هیچ شأن و در هیچ مورد اگرچه در بین خود مخالف در شئونات علمیّه ظاهر گردد که بر احدی نبوده و نیست بلکه بر خدا است فضل و حکم شماها را ای خلق منکوس چه حدّ است که فتوی بر قتل نفسی دهید( کتاب بیان فارسی، ص ١١٧-١١٨ )    

 ۷) در مورد حکم ارث: اعتراض ایشان برای من نا مفهوم است زیرا بهاءالله تقسیم ارث را به خود انسان واگزار کرده، بلکه در بنده ۱۰۹ کتاب اقدس حتی نوشتن وصیت نامه را برای همه مومنین اعم از زن و مرد واجب دانسته (قد فرض لکلّ نفس کتاب الوصیّه)، و هر بهائی آزاد است ارثش را به هر نحوی که درست می داند تقسیم بکند.

 ۸) درباره اتهام بسیار زشتی که می زنند و مدعی می شوند که بهائیان تنها ازدواج با مادر زن را حرام میدانند: مسلما در آئین بهائی خبری از ازدواج با زنهای متعدد و صیغه و متعه کردن و روابط جنسی با طفل خرد سال و حتی با طفل رضیع را که آقای خمینی آن را مجاز می دانستند (تحریر الوسیله ج ۲ ص ۲۴۱ مسئله ۱۲   http://www.leader.ir/tree/view.php?parent=n6910&catid=13 ) اکیدا خبری نیست. دلیل اینکه بهاءالله دیگر به شمارش افرادی که با آنها نباید ازدواج کرد نپرداخته تنها آن است که در امروزه این جزو مسلمات است و عقل سالم و نیز علم مدرن بر آن حکم می کند که روابط جنسی با نزدیکان خود بر خلاف طبیعت است و مضر برای روح و جسم انسان. بهاءالله انسان را عاقل میداند و دیگر معتقد نیست که باید تمام جزئیات روزمره را برای او تعیین کرد. برخلاف علمائی مانند آقای خمینی که معتقد است خداوند حتی برای مستراح رفتن هم چندین حکم الهی نازل کرده (کشف اسرار، تهران ۱۹۴۱، ص ۱۰۷). مسئله را روشنتر از آن سازم: آیا در قرآن مجید جائی لواط به صورت مشخص و به تصریح حرام شده است؟ آیا در قرآن مجید روابط جنسی با حیوانات و جانوران حرام گردیده؟ حال اگر کسی بخواهد بگوید که این امور در اسلام حلال است خوب مسلما مرتکب اشتباه بزرگی میشود.

 ۹) درباره عدم مقاومت و دست به اسلحه شدن در قبال حکام جور و دولت ظالمان، این امری است که تنها خطاب به خود بهائیان است که معتقد اند بهبود یک جامعه با کشتن و جنگیدن به دست نمیاید. و نمونه آن هم در تاریخ مشترک ممالک ما دیدیم و متاسفانه هنوز هم می بینیم. ضمنا بهاءالله معتقد است که هیچ دین و مذهبی نباید به حکومت برسد و بدین دلیل هم پیروان خود را از دست درازی به حکام منع می کند. البته در جای دیگر که خطاب به عموم بشر است می گوید که باید محکمه بین المللی و حتی ارتش بین المللی تشکیل داد که اگر دولتی بر دولت دیگری تجاوز کند همه ملل بر علیه او قیام کنند تا ریشه ظلم کنده شود. لابدّ بر این است مجمع بزرگی در ارض بر پا شود و ملوک و سلاطین در آن مجمع مفاوضه در صلح اکبر نمایند  و آن اینست که  دول عظیمه برای آسایش عالم بصلح محکم متشبّث شوند و اگر مَلِکی بر مَلِکی برخیزد جمیع متّفقاً بر منع قیام نمایند در این صورت عالم محتاج مهمّات حربیّه و صفوف عسکریّه نبوده و نیست الّا علی قدر یحفظون به ممالکهم و بلدانهم  اینست سبب آسایش دولت و رعیّت و مملکت (مجموعه‌ای از الواح   ص ٩٩ )    

 ۱۰) درباره مقام زن در بهائیت، آنچه که مسلم است مقامی را و ارزشی را که زن در آثار بهاءالله و در جامعه  بهائی دارد با هیچ مذهب و آئین دیگری قابل مقایسه نیست. حال بعضی از دوستان معتقد اند که به زن نباید آزادی داد و جای او تنها در خانه است و بدین ترتیب نه تنها نیمی از بشریت را از شرکت در اجتماع منع می کنند بلکه جهل و نادانی اطفال خود را که مادر اول مربی آنها است هم می پذیرند. نظر این افراد به جای خود ولی آنچه که روا نیست از این دید به آئین بهائی خورده بگیرند و سنگ حقوق زن را به سینه بزنند که چرا زنان در آئین بهائی دارای حقوقی مساوی نیستند.

 

 

پاسخ دهید