به محقق گرامی، جناب ناصرالدین درباره نظریات آقائی به نام مطلبی

از سهراب نیکو صفت

همانطور که می دانید من تا کنون چهار مقاله مختصر در نقد سخنان شما به آئین بهائی نوشته ام. در این نامه اشاره ای به سخنان شما درباره نظریات آقائی به نام مطلبی ,در زمینه  ادعای باب می نمایم.

    شما در ابتداء سخنان خود، خطاب به آقای مطلبی چنین می گوئید: «شما یک ورق از آثار باب را نخوانده اید من باید ابتداء شما را آموزش بدهم». البته شاید بهتر بود شما این جمله را طوری دیگر بیان می فرمودید اما به بنابر مثل معروف، صلاح مملکت خویش خسروان دانند. من به این گفته شما ایرادی ندارم. اما همانطور که شما بهتر می دانید، قرآن مجید را هم به روایات مختلف می خوانند. شاید آقای مطلبی هم آثار باب را به روایتی غیر از روایت شما خوانده است؟ اما ناگفته نماند که من شخصاً روایت شما را می پسندم که باب در چهار سال اول همین سخنان را گفته که شما به آن اشاره فرموده اید. (من خواستم که شما زحمت نکشید من را هم آموزش بدهید). البته بهاءالله راجع به شلمقانی چه گفته و نسبت به خاندان نوبختی چه اظهار نظری کرده، برای من حجت است. اگر احتیاجی بود در آینده به آن ها می پردازم.

     جناب ناصرالدین گرامی، عزیز جان، همان طور که من قبلاً برای شما نوشتم، با ردیه نوشتن به آئینی، دینی و یا مذهبی هیچ پیروی دست از عقیده خود بر نمی دارد مگر اینکه بتوان راه بهتری از اینکه در پیش دارد به او نشان داد. بی اعتبار بودن آئینی دلیل معتبر بودن آئین و یا مذاهب دیگری نیست. اگر شما موفق شوید اثبات کنید که بهائیان آئین خود را نمی شناسند و یا بنیانگذاران آئین های بابی و بهائی از جانب پروردگار نیامده اند، آیا هیچ بهائی دست از ایمان خود بر می دارد و شما به هدف خود می رسید؟ شما مطمئن باشید که در این زمینه فعالیت های شما چیزی جز اتلاف وقت برای شما ثمری نخواهد داشت و زحمات و مطالعات شما آب در هاون کوبیدن خواهد بود. من مایل نیستم که زحمات محققی مثل شما به هدر برود. همانطور که قبلاً نوشته ام، حداکثر ده درصد از بهائیان جهان از اسلام و بخشی از این ده درصد از فرقه شیعه حقه دوازده امامی هستند. پس زحمت شما برای این عده کم که بر فرض محال اگر شما موفق شوید اثبات کنید که بنیانگذاران این آئین موعود منتظر مسلمین  نیستند برای شما هیچ فایده ای در بر نخواهد داشت. شما بنا بر مثل معروف در این زمینه، « اجر خود می بری و زحمت ما می داری». اما اگر اجازه بدهید من زمینه های مهمتر ولازم تری برای تحقیق به شما که محقق پرکار ی هستید پیشنهاد می کنم که هم رضایت حق و هم رضایت خلق در آن باشد.

۱- زمینه اول: در این که جهان اسلام دارای مشکلات فراوان معنوی، اخلاقی، علمی و مادی است، شکی نیست. چون ۵۷ کشور مسلمان امروزه از فقیرترین، بی سوادترین و عقب مانده ترین جوامع بشری هستند.. برای حل این مشکلات  که جوامع اسلامی به آن گرفتار هستند  چه راه حلّی می توان پیشنهاد کرد؟ همان طور که حضرت امام خمینی در جواب ادعاهای انجمن حجّتیه فرمودند، شاید ایشان تا هزار سال دیگر هم نیاید. پس برای حل مشکلات امروزه جوامع اسلامی فعلاً چکار باید کرد وچه کار می توان کرد  آیا باید دست روی دست گذاشت ومنتظر شد ؟ ؟ یا بهتر وواجب تر است که  این زمینه کاری مفید وپیشنهادی سازنده حد اقل بدست اندر کاران داد .ورفع تکلیف شرعی کرد .؟

۲- این مطلب حائز اهمیت است که بدانیم  پس از ۳۵ سال حکومت اسلامی در ایران با همه امکانات مادی، معنوی، رسانه ای، نظامی و غیره که در دست داشته چرا دسته دسته مسلمانان مسیحی می شوند و کلیسای خانگی هم تأسیس می کنند؟ حداقل از شهریور ۱۳۲۰ که ما یاد داریم، با همه زحماتی که میسیونرهای مسیحی در ایران کشیدند، مسیحیت از اقبال چندانی در ایران برخوردار نشد. چگونه شد که امروزه مسیحیان  از این اقبال جمعی برخوردار شده اند؟ این مسئله ارزش تحقیق دارد نه اینکه ۱۲۰۰ سال قبل عثمان بن سعید روغن فروش که خودرا نایب اما خرد سال معرفی کرد چه فکر می کرده ویا پسرش ابو جعفر محمد ابن عثمان وبعد از او ابوالقاسم حسین ابن روح نوبختی ودر آخر حسین ابن محمد سمری  به مدت ۶۹ سال چه کرده اند؟  ویا  وجوهاتی را  که آنها به عنوان سهم امام از موئمنین در یافت کردند به زخم چه کاری زده اند  ؟حل این مشکلات نه به درد شما می خورد ونه به درد شخص دیگری  البته سایر امامان شیعه هم نایبانی داشته اند که شما آنهارا قبول ندارید البته هر کدام را شما قبول داشته باشید از نظر من  مشکلی نیست.این یک اعتقاد شخصی است که محترم هم هست اما مشکل امروز جامعه را حل نمی کند ما باید به فکر حل مشکلات امروزه جامعه  باشیم  

۳- مطلب مهم  دیگری این است که  اخیرا  یک. نویسنده مسلمان مصری به نام حامد عبدالصمد که فرزند یک امام مسجدی در مصر است کتابی نوشته به نام «زوال جهان اسلام». شما این کتاب را بخوان جهت اطلاع شما .  به زبان های زیادی از جمله فارسی هم ترجمه شده است. در این کتاب  حملات تندی به دیانت مقدس اسلام شده  بسیار جالب است که به کمک شما بتوانیم جواب خوبی به او بدهیم .۴   یک اسلام شناس آلمانی  ،استاد کرسی شرق شناس به نام کالیش که مسلمان هم شده بود، بعداً منکر این شد که حتی شخصی به نام  پیامبر گرامی اسلام محمد وجود داشته. جواب به این استاد از اوجب واجبات است . این ها نمونه های مختصری بود که به گوش شما رساندم. البته  جوابها قانع کننده به هر کدام از اینها خود کاری بسیار پسندیده خواهد بود   

    عزیز جان، محقق گرامی، اگر واقعاً قصد خدمت به دین مبین اسلام داری در این زمینه ها کار کنید من هم در خدمت شما خواهم بود.

  نا گفته نماند که اگر امروزه مسلمانان عموماً و شیعیان خصوصاً یک مدافع جدی داشته باشند  فقط بهائیان هستند. باید با کمال ادب خدمت شما عرض کنم که شما ساز را از در گشادش می زنید و وقت خود را بیهوده صرف مبارزه با بهائیان که مدافع اسلام هستند می کنید. آیا شما می دانید که بهائیان کتاب در دفاع  از اسلام در اروپا نوشته اند ؟.

۴- عزیز جان، محقق گرامی، زمینه کار علمی فراوان است. شما رشته ای را انتخاب کرده اید که تاریخ مصرفش سال ها است که گذشته. شما یک لحظه با خودت فکر کن اگر قرار باشد من هم به سخنرانی های بعضی از روحانیونی که هر کدام عمامه ای بر سر دارند به بزرگی گنبد مسجد شاه اصفهان  نقد بنویسم چه می شود؟ آیا فایده ای دارد؟ روز گذشته به  سخنان آخوندی که از لهجه اش فهمیدم از اهالی یکی از دهات اصفهان  به نام  سده و از محله عندوان آن ده  است گوش می دادم . اگر بدانید  چه سخنانی در باره مجزات  زنان بد حجاب در جهنم  می گفت  تعجب می کردید.  .طرف  چنان گوشه وکنار جهنم  را شرح میداد که شما فکر می کردید مثل اینکه خودش صددفعه رفته جهنم وبر گشته  البته وی  سخنان خودرا  به استناد همان احادیثی که محمد باقر مجلسی مر حوم  حدود ۳۰۰ سال قبل در اصفهان نشست و نوشت استناد می کرد  شما خودت  به تر از من می دانید که آن مرحوم  با نوشتن بحار النوار چه معجونی درست کرد. و یا سخنان یک معمّم دیگری که از پوست بز کوهی که اصل زبور، تورات، انجیل و قرآن همه در آن است و ایشان می داند کجا است  و اسنادش را هم در دست دارد می گفت . حالا شما خودت که انسان منصفی هستی بگو به یک چنین آدمی ، چه باید گفت؟ شما سخنان یک بهائی را می گیرید وقت خودت را صرف این می کنی که به چه هدفی برسی؟ شما خدای نکرده مگر وکیل مردمی؟ هر کسی عقل دارد سخنان یک مدعی را گوش می کند اگر دید باب دلش است قبول می کند و اگر نیست که توجهی نمی کند. اما وکیل مردم شدن و برای مردم تعیین تکلیف کردن کار یک محقق نیست. خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید.

من  لازم دیدم که چند جمله مختصر راجع به  اظهار نظر شما به استناد ملا صالح برغانی  پدر طاهره که  باب را گویا “جوان بی سواد شیرازی” نامیده بود بنویسم

 به شهادت اسناد متعدد تاریخی همان جوان ۲۳ ساله به نظر شما  بی سواد شیرازی در مدتی کمتر از دو سال ارکان روحانیت شیعه را که مدعی حکومت کردن در دوران قاجار ها را داشتند  به لرزه در آورد. و اگر اهل عمامه موفق نشده بودند که نیروهای دولتی را بر علیه بابیان به میدان بکشند نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاک نشان. اگر مایل بودید در این زمینه می توانیم با هم دیگر گفتگو ئی داشته باشیم  

معمّمینی که تا آن روز هر مخالفی را با حکم تکفیر از سر راه بر می داشتند، خیلی زود به این نتیجه رسیدند که اسلحه تکفیر در برابر این جنبش عظیم  اجتماعی دیگر کار آیی لازم را  ندارند و برای از بین بردن آن  باید به فکر چاره ای دیگر بود. شما در این زمینه و این علت تحقیق کنید مدارک زیادی در دست است .

من بسیار علاقمند با تماس با شما هستم. اما از اینکه شما ایرادی بگیرید و من جوابی بدهم، یا من اظهار نظری بکنم وشما جوابی بدهید  نه برای من و نه برای شما فایده ای خواهد داشت. همه این حرف ها و ایرادات شما را در تعداد بی شماری ردیه از همان  روزهای اولیه توسط شیخ محمد حسن نجفی اصفهانی  مشهور به صاحب الجواهر، کریم خان کرمانی و غیره تا امروز  نوشته اند و گفته اند.  اما به نتیجه ای نرسیده اند

من در یک اثری که به زودی به  چاپ  خواهد رسید ، به بیش از ۳۰ ردیه در طول تاریخ و ایرادات آن‌ها پرداخته ام و بعد از این دیگر قصد ندارم که به این سخنان بپردازم. مهم این است که می دانیم امروزه جوامع بشری کُلاً دچار ضعف اخلاقیات شده آیا دین می تواند در این زمینه کمکی بکند؟ آیا کلیدی دارد که بتواند این قفل را باز کند یا نه؟ و گرنه نه وعده  وصال  حوریان و شراب در بهشت و نه ترسا ندن  از آتش ، مار،وافعی  و عقرب جرّاره در  جهنم مانع  اعمال خلاف اخلاق  تبهکاران نشده ونخواهد شد  

.. برای حل مشکلی که امروزه جهان با آن روبرواست باید فکری دیگر کرد

اکتبر ۲۰۱۴  مهر ماه ۱۳۹۳ سهراب نیکو صفت

پاسخ دهید