افسانه عدم دخالت بهائیان در سیاست

مقدمه: آنچه مسلم است دخالت در سیاست جزو ضروریات زندگی جمعی ووظیفه همه افراد جامعه است . ما از دخالت در سیاست دو برداشت مختلف می شناسیم ،یکی تغییر رژیم حاکم به هر وسیله ای (هدف وسیله را توجیه می کند ). ودیگری تغییر ذهن و فرهنگ جامعه از راه اصلاحات فرهنگی وپایه گذاری نهادهای مدنی.

آنچه تاریخ به ما آموخته است استفاده روش اول در تاریخ جهان کارنامه درخشانی ندارد. ملت هائی که این راه را انتخاب کرده اند از چاله در آمده به چاه افتاده اند. جامعه بهائی دخالت در سیاست به روایت اول را نه قبول دارد ونه در آن دخالتی کرده ونه در آینده خواهد کرد. چنین دخالتی جز زیان برای بهائیان وغیر بهائیان نتیجه دیگری نداشته و ندارد.

 در ابتداءپیدایش آئین بابی یک بار روحانیت موفق شد که دولت وبابیان را رو در رو قرار دهد وجنبش بابی را به خاک وخون بکشد. بهاالله در لوحی به ناصر الدین شاه حدود یک صد وپنجاه سال پیش نوشت که بهائیان نه قصد گرفتن حکومت را دارند ونه استفاده از زور را مجاز می دانند.

 پس از شهریور ۱۳۲۰ و باز شدن نسبی فضای سیاسی در ایران احزاب سیاسی مختلفی در صحنه سیاسی کشور حضور پیدا کردند . حضور احزاب و روزنامه هائی که منتشر میشد در اندک زمانی جامعه شهری را نسبت به مسائل سیاسی علاقه مند کرد. شروع حکومت دکتر محمد مصدق و تب ملی کردن نفت هم به آن اضافه شد. در این دوران دو گروه بزرگ سیاسی یکی چپ به رهبری حزب توده ودیگری ملی به رهبری دکتر محمد مصدق پایه گذاری شد. البته دیرتر در این گروهها انشعابات زیادی به وجود آمد وهمگی به شکلی زمین گیر شدند این دو گروه بزرگ وهمه گروه های انشعابی چه برنامه سیاسی داشتند و برای ایران چه می خواستند وآیا به اهدافی که داشتند رسیدند یا نه از بحث ما خارج است. آنچه مسلم است جامعه بهائی در این زمینه دخالتی نداشته.

اما باید پرسید که آیا منظور از دخالت در سیاست براندازی حکومت و جایگزین کردن آن با هیئت حاکمه دیگری آن هم با استفاده از اسلحه و زور است ؟، و یا برپائی نهادهای مدنی از راه روشنگری به هدف بهبود وضع جامعه با استفاده از راه های مسالمت آمیز؟ بهائیت با استفاده از روش دوم که ایجاد نهاد های مدنی وکشیدن فرش از زیر پای مستبدین است به جامعه ایران خدمات ذی قیمتی کرده است.

 

آیا دخالت در سیاست را تنها با عضویت در حزبی ویا جانب داری از این حزب ومخالفت با حزب دیگری می دانیم ؟ آیا شناخت مشکلات جامعه وفعالیت در پیدا کردن راه حل مشکلاتی را که جامعه با آن دست به گریبان است یک اقدام سیاسی نمی دانیم ؟ جوامعی که از راه ایجاد نهاد های مدنی ومسالمت جویانه موفق به تغییر حکومت ها شده اند در رسیدن به هدف موفق بوده اند. کشور هند ،آفریقای جنوبی وسیاهان در آمریکا نمونه های زنده این ادعا هستند.

 بنیانگذار آئین بهائی از ابتداء دخالت دین درسیاست را مضر به حال دین وسیاست هردو می دانسته چون دخالت دین در سیاست از طرفی موجب بی اعتباری دین و از طرف دیگر موجب ضررهای جبران ناپذیری به جامعه می شود. قداست دین در یک حکومت سکولار حفظ می شود، اما بر عکس در هر کشوری که دین حکومت کرده موجب بی اعتباری دین شده است. و نیز در هر گوشه ای از جهان که دین در سیاست دخالت کرده کارنامه خوبی از خود به یادگار نگذاشته. دخالت کشیشان مسیحی در جوامع اروپائی و ضررهایی که به جامعه اروپا زده ثبت در تاریخ است. در طول تاریخ ایران هم هرگاه روحانیون در سیاست دخالت کرده اند چیزی جز این نبوده است.

 اکنون که همه گروه ها به این نتیجه رسیده اند که دین باید از دولت و سیاست جداباشد از بهائیت بخواهند که در سیاست دخالت کند آیا عاقلانه است؟

 باب از همان روز اول اظهار ادعای خود مبنی بر باب امام غایب بودن فرش را از زیر پای روحانیونی که تا آن زمان خود را نایب امام غایب و حکومت را حق خود می دانستند کشید و یکی از دو پایه استبداد را نشانه گرفت. این بزرگترین اقدام سیاسی در جامعه ایران بوده. مخالفت با استبدادی که مشروعیت خود را از آسمان ها و از نیروی ماوراء ماده می گیرد به مراتب مشکل تر از مبارزه با استبداد سیاسی است که مشروعیت خود را از نیروهای زمینی می گیرد. بابیان بهای این مخالفت را با هزاران کشته، مصادره اموال، جدائی زنان از شوهر پرداخته اند. در زمان ناصرالدین شاه هر مخالفتی با استبداد را به بابیان نسبت داده و به شدت سرکوب می‌کردند. حتی در انقلاب مشروطه محمد علی شاه در نامه ای که به روحانیون نجف نوشت دلیل به توپ بستن مجلس و سرکوب مشروطه خواهان را دخالت بهائیان در سیاست نامیده وبه روحانیون نجف چنین نوشته «انجمن بابیه تشکیل داده و گفتگوی آزادی این طایفه را به میان آوردند دیدم نزدیک است در اساس شرع مقدس نبوی رخنه انداخته اند …»

 بهائیان برای تغییرات بنیادی در جامعه راه فرهنگی را برگزیدند، آنچه از تاریخ آموخته ایم راه رسیدن به آزادی، برابری و برادری و همدردی اجتماعی این راه است نه راه مبارزه مسلحانه. ضامن نهادینه شدن تفکر آزادی در جامعه نهادهای مدنی هستند نه افرادی که رهبر جنبشی را به عهده می گیرند و نه ایدئولوژی که نمایندگی می کنند.

 اگر بهائیان در سیاست به روایت شما دخالت می کردند چه سرنوشتی داشتند؟ آیا باید بهائیان هزاران نفر بیش از اینکه کشته داده اند کشته می دادند بدون اینکه کوچکترین موفقیتی به دست بیاورند؟ بهائیان را به جرم ناکرده دخالت در سیاست کشته و اموال آن ها را مصادره کرده اند. جوانان بهائی که پس از زلزله آذربایجان برای کمک رفته بودند به بهانه اینکه آنها قصد تبلیغ داشته‌اند زندان کرده اند، جوانان بهائی در شیراز که برای سواد آموزی به کودکان بی سواد به دهات رفته بودند دچار همین سرنوشت شدند.

 سرنوشت همه گروه ها و احزاب سیاسی، ملی و مذهبی که راه براندازی سیستم را بعد از شهریور ۱۳۲۰ در پیش گرفتند به خوبی می شناسیم. کدام موفقیتی را درکارنامه خود می‌توانند ارائه بدهند؟ آیا همه نیروهای سیاسی هم صدا با مرتجع ترین گروه ها نشدند و به خود و به جامعه آسیب های جبران ناپذیری نزدند؟ اگر نیروهائی که بهائیان را به باد انتقاد عدم دخالت در سیاست می گیرند کار مثبتی در کارنامه خود داشتند می توانستند ایراد بگیرند که چرا شما در این عمل خیر به نفع جامعه شرکت نکردید. اما آنهائی که خود و جامعه را دچار فاجعه کردند نباید از بقیه هم بخواهند که چرا با آنها هم کاری نکردند. در این جا قصد این را ندارم که به اشتباهات سایرین بپردازم فقط می خواهم بگویم که اگر بهائیان هم مانند شما عمل می کردند دسته گلی به سر ملت نمی زدند کما اینکه شما هم نزدید.

 من معتقد هستم که درست برعکس، بهائیان در سیاست به معنی تغییرات بنیادی فکری و اجتماعی در جامعه ایران بسیار سیاسی عمل کرده اند.زیرا

۱- بابیان و بهائیان ۱۷۰ سال است که طرفدار جدی و خستگی ناپذیر جدائی دین از دولت هستند. این بزرگترین خدمتی بوده که بهائیان می توانسته اند به آزادی و آزادی دگراندیشان در ایران بکنند. باب با اظهار ادعای خود به نایب امام بودن خط بطلان بر ادعای روحانیون که خودرا نایب امام غایب وحکومت را حق خود می دانستند کشید.

۲- بابیان و سپس بهائیان طرفدار جدی آزادی زنان برای شرکت در فعالیت های اجتماعی، برابری حقوق زن و مرد در برابر قوانین مدنی، حق تحصیل برای دختران و حق رأی و شرکت در انتخابات را خواستار بوده اند.

۳- بهائیان برخلاف عقاید مرسوم در جامعه خواهان رفت و آمد، دوستی و همکاری با همه مردم ایران بدون در نظر گرفتن دین وآئین وقومیت آنهابوده اند. هیچ فرد و یا گروهی را نجس ننامیدند و تماس با آن ها را ممنوع ندانستند.

۴- طرفدار جدی آزادی عقیده، دین و مذهب در جامعه ای برای همه مردم ایران هستند.

۵- بهائیان در زمانی که ایجاد مدارس ممنوع و خلاف شرع بوده برای اعتلای فرهنگ جامعه و سوادآموزی حدود ۵۰ مدرسه دخترانه و پسرانه در سرتاسر ایران افتتاح کردند. چون سواد آموزی را برای جامعه لازم می دانستند. در ایران آن روز هرکس که به مدرسه میرفت چکمه می پوشید ،روزنامه می خواند ،و با غیر مسلمان دوستی می کرد بابی از دین برگشته ومهدور الدم نامیده می شد.

۶- در زمانی که زن ها هیچ حقی در جامعه نداشتند انجمن های «ترقی نسوان» در همه دهات وشهر های ایران دایر کردند و زنان را به حقوقشان آگاه کردند.

۷- زمانی که زنان حق شرکت در اجتماعات را نداشتند جلسات مشورتی با شرکت زنان و مردان تشکیل می دادند و راجع به اداره جامعه خودشان با همدیگر مشورت می کردند.

۸- زمانی که در روزهای بارانی یهودیان، زردشتیان و ارامنه حق بیرون آمدن از خانه های خودرا نداشتند ، در جمع بهائیان یهودیان، زردشتیان و ارامنه و بی دینانی که بهائی شده بودند همه با هم دوستانه و برادرانه معاشرت می کردند.

۹- زمانی که تنها خزینه حمام ها که معدن کثافت و ترویج انواع بیماری ها بود مجوز شرعی داشت ، بهائیان مبادرت به ساختن حمام های دوش کردند. چه مخالفت هائی که با حمام های دوش نکردند چون در آن ها امکان غسل نبوده.

۱۰- یک معلم بهائی در یزد بیش از صد سال قبل اولین شرکت تعاونی را بنیاد نهاد که تا انقلاب ۱۳۵۷ در ایران فعال بود. این شرکت چون متعلق به بهائیان بود مصادره شد .اما جالب است که حتا یک مورد تخلف هم ازآن پیدانکردند

۱۱ – بهائیان همه گونه ظلمی را تحمل کردند ومقابله به مثل نکردند به امید اینکه جامعه به صلح و دوستی برسد.

۱۲ – بهائیان تقلید را ممنوع وتحقیق در اموررا برای جامعه لازم می دانستند.

۱۳- جامعه ای که از نظر اخلاقی سقوط کرده بود ،صیغه ،عقد موقت وگدائی در آن رواج داشت این گونه اعمال راخلاف کرامت انسان نامید و ممنوع کرد.

۱۴ – بهائیان در جامعه ای که تقیه وتوریه دروغ گوئی وریا جزء عادات بوده، راست گوئی و پرهیز از تقیه را پیشه خود ساختند . .بهائیان از جان خود گذشتند اما دروغ نگفتند وتقیه نکردند.

 بهائیان به دلیل عقاید اصلاح طلبانه در میان مردم به مهم ترین تحول اجتماعی و فرهنگی ایران کمک کردند. آیا همه این اقدامات در جهت اصلاح جامعه ونوعی دخالت در سیاست نبوده ؟

 حال آقایان فعال سیاسی در گروه های چپ، ملی و مذهبی چه خدمت ارزنده ای به جامعه ایران کرده اند؟.آیا در برابر سرکوب دگر اندیشان اعتراضی کردند؟ مغازه های یهودیان و ارامنه را در ماه های محرم به بهانه عزاداری غارت کردند. کدام یک از گروه های سیاسی اعتراض کردند؟ به کشتار بهائیان کجا اعتراض کردند؟ احمد کسروی را در دادگاه کشتند کدام گروه اعتراضی کرد ؟ معابد بهائیان را خراب کردند آیا اعتراض شد؟ صد ها بهائی را در سال ۱۳۳۴ از ادارات دولتی یک روزه اخراج کردند گروهی اعتراضی کرد؟ فدائیان اسلام عده ای را ترور کردند کدام گروه اعتراضی کرد؟ بهائیان را از حق تحصیل دانشگاهی از ۳۵ سال قبل محروم کرده اند کدام گروه سیاسی به این حد اقل حقوق انسانی اعتراصی کرد ؟ . تازه چند سالی است آن هم به همت ابتدا یک نفر ودیر تر عده ای دیگر اینجا وآنجا اعتراضاتی به تجاوزاتی که به حقوق شهروندی بهائیان می شود اعتراض کرده اند.

 بنیانگذار آئین بهائی ایرانی بوده ودر ایران هزاران بابی و بهائی به خاطر اعتقادات شان کشته شده مدفون هستند. هیچ ایرانی از بهائیان بیشتر به فرهنگ و کشور ایران علاقه مند نیست. بهائیان در خارج از ایران هر ساله جلساتی در بزرگداشت فرهنگ ایران برپا می کنند. تهمت بی علاقه گی به ایران و فرهنگ ایرانی به بهائیان اتهامی است خالی از حقیقت.

شهریور ۱۳۹۳ آگوست ۲۰۱۴

سهراب نیکو صفت

پاسخ دهید