از سهراب نیکو صفت به محقق گرامی جناب ناصرالدین

نگاهی به گفتگوی شما با آقای مطلق

 من با نظریات آقای مطلق از اعتراضات شما آشنا شدم.

البته شاید بتوان گفت که برخی از اعتراضات شما البته ناوارد بود ولی من نمی دانم که آیا آقای مطلق از اعتراضات شما به سخنان و یا نوشته اش آگاه است یا نه.

۱- شما در بحث مراحل تکوین سخنانی را ایراد فرمودید که برخی درست و برخی نادرست و سئوال برانگیز است. برای نمونه، مطلبی که شما در زمینه بدعت بیان فرموده اید به نظر من درست است. در اسلام حکم بدعت گذار قتل است.

شما باید این مشکل را با متجدّدین اسلامی که خود را ملی- مذهبی و یا نوآوری در اسلام می نامند حل کنید. مخاطب شما باید آن ها باشند نه بهائیان. چون بهائیان بدعتی در اسلام نیاورده اند. آنه ا دوران شریعت اسلام را خاتمه یافته می دانند و این بدعت نیست.

۲- شما در شرح مراحل تکون از برنامه خداوند صحبت فرمودید و ادعا می کنید که در برنامه خداوند تغییری داده نمی شود.

در این جا شما با آیه های ناسخ و منسوخ در قرآن چه می کنید و این تغییر برنامه خداوند در ده سال را چگونه شرح می دهید؟ و در نقشه الهی نباید تناقض باشد شما دچار مشکل می شوید. در این جا با حلال محمد حلال تا قیامت و حرام محمد حرام تا قیامت مشکل پیدا می کنید. تنها در احکام حلال و یا حرام بودن شراب چهار حکم در قرآن مجید هست.

۳- ادعای شما درباره این که غیر از ۱۴ معصوم هیچکس راجع به قیامت چیزی نمی داند مطابق کلام خدا در قرآن خود پیغمبر گرامی اسلام هم می گوید من غیبت نمی دانم بدین ترتیب وقتی رئیس کل ۱۴  معصوم می گوید من علم غیب ندارم چگونه ۱۴ معصوم از قیامت خبر دارند؟

۴- شما ادعا می کنید که برای رشد معنویت باید به شریعت روی آورد. من تصور می کنم که شما اشتباه کردید. شریعت قوانین است که برای اداره جامعه مسلمین وضع شده و کمتر ربطی به معنویت دارد. شریعت سر و کارش به جسمانیت نه با روحانیت است.

۵- شما برای اثبات نظریات خودتان به صدها حدیث اشاره می کنید. شما بهتر از من می دانید که بیش از ۹۰ درصد از احادیث بی اعتبار هستند. زمان ابوبکر صدیق راویان حدیث سخنی نمی‌گفتند خلیفه دوم ناقلان حدیث را زندان کرد. راجع به اعتبار احادیث بطور قطع در آینده صحبت خواهم کرد. آنچه برای من سندیت دارد کتاب مقدس کلام الله مجید است نه احادیث. به احتمال زیاد در این زمینه با هم به توافق نخواهیم رسید اما به آزمایش اش می ارزد.

۶- شما ادعا می کنید که خداوند آخرین برنامه اش را با شریعت حضرت محمد برای بشریت فرستاده و تا قیامت این نقشه معتبر است.

شاید من هم در این مسئله شک نکنم چون من نظر بهاءالله که می گوید نفحه نبوت و رسالت با محمد ابن عبدالله ختم شد را قبول دارم. اما سئوال اینجا است که چرا امت پیامبری که خداوند بهترین نقشه را به آن ها داده این اندازه بدبخت مفلوک و عقب مانده اند؟

چرا ۵۷ کشور مسلمان فقیرترین، بی سوادترین و عقب مانده ترین بندگان خداوند هستند. اگر کشورهای کفار به مسلمین کمک نکنند که هشت آن ها گرو نُه است. شما اگر این علت را شرح بدهید و مرا آگاه کنید بی نهایت ممنون می شوم.

۷- آیا به نظر شما چرا خداوند در نقشه های خود اختلاف می گذارد. به یک فرستاده ای می گوید شراب بخور، اما به یک فرستاده دیگر می گوید این دنیا اگر خوردی کارت زار است اما آن دنیا خودم فراوان در اختیارت می گذارم. از این اختلافات فراوان در ادیان می بینیم پس باید برای حل این مشکل یک راه دیگری غیر از اینکه شما ارائه داده اید پیدا کنیم.

۸- شما می فرمائید مظهر الهی باید کشف رمز بکند. بفرمائید پیامبر گرامی اسلام کدام رمز را مکشوف کرده؟

۹- سئوال آیا این جنایاتی که در ادیان سامی توسط مدعیان ادیان پیش آمده اراده و نقشه خداوند بوده یا محمدیان خودسر مرتکب شده اند؟

۱۰- درباره نقش نواب اربعه چون جزو مطالبی است که بعداً قرار است به آن بپردازیم در این جا از آن می گذرم.

جناب ناصرالدین، شما به آقای مطلق سخت حمله کردید اما قبول کنید که خیلی از ایرادات شما ناوارد بوده است.

۱۱- شما که اهل تحقیق هستید، پیشنهاد می کنم در زمینه ادیان کارهای مهمتر و مفیدتری می‌توانید انجام بدهید. مخالفت و یا روشنگری شما در زمینه بهائیت آب در هاون کوبیدن است. بهائیت در جهان ریشه دوانیده و ربطی به اسلام ندارد. اگر بوده اند بهائیانی که بهائیت را با اسلام گرده زده اند به گذشته تعلق دارد. بهائیان همانطور که شما می دانید برای پیامبر گرامی اسلامی و ائمه اهمیت فوق العاده ای قائل هستند. اما بهائیت و آموزه های بهائی تفکّری نوین است.

بهاءالله می گوید دوران پیامبری خاتمه یافته، اکنون دوران عقل گرائی است. همان طور که شما می دانید بهاءالله می گوید «نعمت عظمی و عطیه کبری عقل است.»

بشر باید با استفاده از عقل مشکلات زندگی را حل کند.

انشاءالله در بحث های آینده بیشتر با همدیگر گفتگو خواهیم کرد.

پاسخ دهید