مقدمه
رديه نويسی، اذيت و آزار به پيروان ديانت بابی و بعداً بهائی مسئله ای نيست که تازگی داشته باشد. از ابتدای پيدايش اين دو ديانت پيروان آن همواره در ايران مورد اذيت و آزار، مصادره اموال و کشتار قرار گرفته اند. اما با تشکيل گروه حجتيه رديه نويسی و آزار به بهائيان جنبه سيستماتيک به خود گرفت. اين گروه با شبکه هائی که در سر تا سر ايران به وجود آورده، به يک مبارزه همه جانبه به جامعه بهائی روی آورد. چون جامعه بهائی هيچ کار مخفی نداشت و انسانها را با آغوش باز می پذيرفت گروه حجتيه توانست به راحتی در آن نفوذ کند و صدماتی به جامعه بهائی بزند. هدف از نوشتن اين مقاله بررسی مختصری از تاريخ تشکيل، بافت و اهداف گروه حجتيه است. ضمناً بايد ياد آور شويم که گروه حجتيه در دوران محمد رضا شاه از کمک های بی دريغ دستگاه امنيت و امکانات مالی بخش بزرگی از جامعه شيعيان ايران برخوردار بوده است. بدين ترتيب حجتيه با امکانات مالی و انسانی فراوان با گروهی به مبارزه بر می خيزد که فاقد اين امکانات بوده است.
Continue reading
انجمن حجتيه از پيدايش تا امروز
نامه سرگشاده کانون فرهنگی رهپويان وصال به هموطنان بهائی ايرانی
گفتگوی کانون اوهام زدائی آريا
با گروه رهپويان وصال شيرازی
درباره نامه سرگشاده کانون فرهنگی رهپويان وصال به هموطنان بهائی ايرانی
اخيرا مقاله ای از گروه نامبرده خطاب به بهائيان ايران به دست ما رسيد. بعد از مطالعه دقيق متن نامه و آگاهی از مطالب مندرجه در آن بر آن شديم که در باره چند موضوع از نامه فوق گفتگوئی با اعضای گروه رهپويان داشته باشيم بلکه رفع شبهه ای کرده باشيم.
قبل از ورود به بحث ضروری است ياد آور شويم که گروه آريا وظيفه خود می داند با اوهام واوهامی که به نام دين نزديک به پانصد سال است جامعه ايران را مورد تجاوز انديشه قرار داده و از هر گونه نوزائی فکری جلو گيری نموده است مقابله نمايد. از اينکه گروه وصال شيرازی هم دست به روشنگری در اين زمينه زده است کمال تشکر را داريم و اميدواريم به خاطر اطلاعاتی که قربتاً الی الله در اختياد آنها می گذاريم ما را از دعای خير فراموش نکنند.
Continue reading
جُستارهائی از تاریخ بهائی گری در ایران
سخت گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است
(مولانا)
تقدیم به زنان و مردانی که به آبادانی ایران و سرافرازی ایرانیان می اندیشند و خواهان ایرانی آباد آزاد
و بدور از تعصب و کینه جوئی نفرت و برادرکشی می باشند.
مقدمه
تيغ چوبين را مبر در کارزار بنگر اول تا نگردد کار زار
(مثنوی مولانا)
بحث و گفتگو و به نقد کشيدن عقائد و افکار موجب شکوفائی و اعتلای فرهنگی يک جامعه است و بايد به آن ارج نهاد. تنها از این راه است که میتوان با گذشته تاریخی ملتی آشنا شد, رویدادهای مثبت آن را تقویت کرد و از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری نمود. هر ملتی که به سرنوشت آینده خود علاقه مند باشد باید پدیده های اجتماعی مربوط به جامعه خود را دقیقاً بررسی نماید. اما متاسفانه در جامعه ایران از زمان پيدايش جنبش بابیه و بعداً بهائیه تا به امروز یک بحث علمی و منطقی در شناخت تفکرات این جنبش نشده است. آنچه تا کنون توسط مخالفین آنها نوشته شده است غیر از تهمت و افتراهای گوناگون چیز دیگری به چشم نمیخورد. زمانی آنها را به روسیه گاهی به انگلیس و امروزه به صهیونیسم و آمریکا وابسته می دانند. Continue reading
در باره مسائل متعدد
گفتگو با گروه رهپويان وصال شيرازی
در باره مسائل متعدد
گروه وصال ادعا دارد که بيش از 30000 عضو ثبت شده دارد. آیا در بین این لشکر عضو نویسنده گانی بهتر از این آقایان یافت نشد؟ اگر چه اين رقم به قول عوامّ «کمی هم تخفيف کلی دارد» ولی چه «بسا سنگی که نادانی به چاه اندازد و 100 عاقل نتوانند که آن را در بياورند.» بدين دليل بنده خود را موظف ديدم که نظرياتی را در باره چند مطلب با نویسندگان محترم وصال در ميان بگزارم تا میزانی باشد بین حقّ و باطل.
Continue reading
“باب اولين پيغمبر صاحب توبه نامه”
گفتگوی کانون اوهام زدائی آريا
با گروه رهپويان وصال شيرازی
درباره مقاله “باب اولين پيغمبر صاحب توبه نامه”
نويسندگان محترم,
ما مقاله شما را به اميد آن که مطلب توبه نامه سيد باب را برای ما روشن نماید دقيقاً مطالعه نموديم ولی متأسفانه بايد به عرض برسانيم که مطالب مطرح شده از طرف شما نه تنها مطلب را برای ما روشن نکرد بلکه سؤالات جديدی را نيز برای ما مطرح کرد. بدين جهت برای پيدا کردن جواب های خداپسندانه بايد مطالعات بيشتری انجام می کردریم. اما مسائلی که برای ما سؤال برانگیز شد بدين قرارند:
اگر سيد باب توبه کرده است چه لزومی دارد دارد بر علیه کسی که به اسلام باز گشته است بعد از ساليان دراز رديه نوشته شود؟ Continue reading
بررسی سياسی بهائيت
گفتگو با گروه رهپويان وصال شيرازی
درباره مقاله «بررسی سياسی بهائيت»
چشمم به مقاله ای در سايت رهپويان افتاد خطاب به آنهائی که «بهائيت را به عنوان حقيقت مطلق زندگی خود قبول کرده اند.» در ابتدا از مقاله گذشتم چون فکر کردم که جواب اين مقاله را بايد جامعه بابی يا بهائی بدهد و به ديگران ربطی ندارد. ولی از طرف ديگر چون عده ای قشری به نام دين و در تحت حمايت حکومت روحانيون شيعه در 25 سال گذشته آنچنان ظلمی به ميهن ما و و هم ميهنان ما روا داشته اند که ديگر جای درنگ نيست و وظيفه همه ايرانيان آزاده است که در برابر اجحافات و زورگوئی های عده ای متعصب و قشری که هدف آنها ايجاد جو ترس و وحشت در جامعه است ايستادگی نمايند و به هيچ گروهی اجازه تهمت, ظلم و ستم به گروه های ديگر را ندهند. Continue reading
کشف جدید روزنامه کیهان
هردم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد.
روزنامه کیهان تحت عنوان «بهائیان و قاچاق کالا (خبر ویژه)» چنين مینویسد: “عنصر بهايي ساكن كاشان (شهرك صنعتي جعفرآباد) قاچاقچي از آب درآمد. اين بهايي قاچاقچي طي يك عمليات تعقيب و مراقبت دستگير و نزديك دو ميليارد تومان كالاي قاچاق او ضبط شد.” این خبر مهم را کیهان به اطلاع خوانندگان خود میرساند و فراموش نمیکند که آن قاچاقچی بهائی بوده است. و چون یک قاچاقچی بهائی بوده است نتیجه میگیرد که همه بهائیان قاچاقچی هستند.
آیا این شخص واقعاً بهائی بوده است یا نه ما اطلاعی نداریم. ولی مسئله از آنجا برای ما اهمیت پیدا میکند که قاچاقچی در رابطه با اعتقاد دینی او معرفی میشود. سؤال ما اینجا است که آیا تنها همین یک قاچاقچی در ایران بوده است؟ آیا میلیاردها دلار اجناس قاچاق که به ادعای خود دست اندرکاران رژیم در بازار ایران موجود هستند قاچاقچی های آنها را نمیشناسید؟ کشوری که دارای ده ها گمرک آزاد است که دولت هیچگونه کنترلی بر آنها ندارد در دست چه اشخاصی است؟ آیا اجناسی که از این گمرکها سرازیر بازار ایران میشوند توسط کدام قاچاقچیان وارد ایران میشود؟ و دین این قاچاقچیان چیست؟
یک بخت برگشته ای که لِنز عینک وارد کرده است متهم میشود که قصد ضربه زدن به اقتصاد کشور اسلامی دارد. آیا نباید سؤال کرد که چه برسر اقتصاد کشور آورده اید که با چند لنز عینک آسیب پذیر شده است؟؟
البته ما معتقد هستیم که هر خطاکاری باید مجازات شود. ولی بارها گفته ایم و باز هم میگوئیم که متهم را با عقائد او معرفی کردن کاری است نا صواب و آنهائی که بچنین شیوه هائی متوسل میشوند هدفی جز آشوب و برادرکشی ندارند.
آیا بهتر نیست که بجای افشاندن تخم کینه و دشمنی نهال دوستی بنشانید؟ امروز بیشتر از هر روزی کشور ایران احتیاج به دوستی و برادری بین همه ایرانیان صرف نظر از دین و مذهب و قومیت دارد.
خداوند همه بندگان خاطی را به راه راست هدایت فرماید.
بهرام نیک آئِن, شهریور 1385
نامه سرگشاده به مسئولین گروه رهپویان وصال
نامه سرگشاده به مسئولین گروه رهپویان وصال
خواهران و برادران محترم,
من بعضی از اوقات از سر بیکاری نگاهی به سایتهای مذهبی میاندازم چون علاقه مذهبی دارم وهنوز مثل خیلی از جوانها بیدین نشدم. اما چندتا دیگر از این مقالات بخوانم نمیدانم وضعم چه خواهد شد. از سایت آیت الله منتظری – صانعی – سروش – کدیور- ملی مذهبی و رهپویان تصادفاً هم به نام خرافاتزدائی پیدا کردم. حس ششم مرا تحریک کرد ببینم اینها چه میگویند. چون راستش از کلمه خرافات زدائی خیلی خوشم آمد. چون میبینم همه بدبختی های ما از ترویج همین اوهام و خرافات بین ما بوده است. اما حالا این بحث را میگذاریم برای بعداً.
اما چون دیدم رویشان به طرف شما است و درباره ایراداتی که شما به بهائیان میگیرید هم مقالات شما را خوب خواندم هم جوابهای آنها را به شما مطالعه کردم. کم کم دارم به این نتیجه میرسم که آنها به شما جوابهای معقولی دادند. من فکر کردم شما باز با آنها بحث میکنید. اما متاسفانه خبری نشد. هر گاه و بی گاهی به سایت شما نگاه میکردم بلکه یک مطلب جدیدی ببینم. اما چیزی نبود. تا چند روز پیش دیدم سایت چراغ میزند «»new new!» خوشحال شدم سایت را باز کردم یک مقاله 5 صفحه ای بود. البته باید بگویم قبلش هم به سایت آیتالله منتظری نگاه کرده بودم که یک جواب مفصلی به یک سؤال داده بود راجع به امامان و اینکه در حق آنها غلو میکنند. مقاله شما را خواندم. فکر می کنم یک آدم بدجنس خواسته شما را بدنام کند و این مقاله را به اسم شما جا زده که شما را قشری و عقب مانده نشان بدهد. امیدوارم درست فکر کرده باشم.
در این مقاله میخوانیم مردی از خراسان میاید, یکی از قم بلند می شود, لشکر سفیانی میاید اما توی زمین فرو میرود, ساکنین بهشت همه میایند رو کره زمین, امام همه ترکها و روسها را میکشد و از این قصه ها که حالم به هم خورد. (من چون رمان نمیخوانم از این حرفها چیزی سرم نمیشود اما در بچگی امیر ارسلان نامدار و قصه های حسین کرد شبستری را خوانده بودم. این قصه شما درباره امام زمان اگر بدتان نیاید چند درجه هم از آنها پائینتر است. قدیما یک فیلمی بود به نام مرد شش ملیون دلاری. این قصه را که شما نوشتید شاید بشود به جای مرد شش بلیون دلاری به کارگردان سینمائی بفروشید.) شما با نوشتن این قصه ها تتمه ایمان مردم و آبروی اسلام را میبرید. دلم میخواهد بدانم آیتالله منتظری – صانعی و روشنفکرانی مثل اشکوری – کدیور – سروش اینها چه میگویند.
شما به بهائیها خوب هرچه دلتان میخواهد بگوئید. گو اینکه کار خوبی نیست اما خوب میشود گفت از سر تعصب مذهبی و عشق به اسلام و از این حرفها است. اما تهمت و افترا و دروغ از قول امام و معصوم درست کردن فکر می کنید در آن دنیا جرمی ندارد؟؟؟ حدیثی هم هست از معصوم که میگویند فرموده: هرکه در حق ما دروغ بگوید در جهنم سروکارش با مار و قاشیه است. شما آن دنیا جواب معصوم که از قولش این دروغها را سر هم کردید چه میخواهید بگوئید؟ اگر امام از شما بپرسد من کجا این حرفها را زدم چه جوابی می دهید؟ اگر امام حسن عسکری به شما بگوید من کی بچه داشتم که برود غایب بشود شما چه جوابی دارید بدهید؟ اگر امام بفرماید آن سنان روغنفروش و پسرش که این حقه را سر هم کردند و با این بهانه آن قدر از مردم پول گرفتند و مردم بدبخت را سروکیسه کردند! چه جوابی میدهید؟
اگر امام بفرماید چرا برادر بدبختم جعفر را که گفت برادرم بچه نداشت به نام کذاب معروفش کردید, چه خواهید گفت؟ چهارتا آدم اسم خودشان را نواب گذاشتند و مردم را سرو کیسه کردند و آن پولها را که گرفتند به کی دادند؟؟؟ من اصلا کجا زنی به اسم نرجس خاتون داشتم که ازش پسری داشته باشم؟؟ من کی به عمه ام بیبی حلیمه گفتم که ما امامان را از رون میزایند؟؟ دروغ از این بزرگتر هم آیا میشود؟ مگر خودش ندیده بود که امامان چطوری متولد میشوند که چنین دروغی را به اسم او بسازید؟ این دروغها در آخرت جزا دارد. تازه اگر من پسر هم داشتم چرا باید برود تو چاه؟ آیا جا قهدی بود؟؟ اقلا مسیحیها میگویند مسیح رفته به آسمان! پس شما خوب بود میگفتید رفت به آسمان نه به چاه!
نمیدانم شما جواب اینها را آن دنیا چه جوری میخواهید بدهید؟؟؟ بعد از همه اینها اگر شما مسلمان هستید و به پیغمبر ایمان دارید مگر خود پیغمبر در قرآن نگفته من غیب نمیدانم؟ اگر قبول ندارید قرآن را یک دفعه دیگر بخوانید.
البته می دانید که علمای اسلام با اینجور قصه بافی ها مخالف اند چون فکر میکنم شما این مقاله را نشر نمیدهید خودم برای خیلی ها میفرستم تا مردم بدانند همه مسلمانها هم از این حرفهای بی ربط نمیزنند.
امیدوارم همانطوری که قبلا گفتم یک آدم بدجنسی این مقاله را برای بدنام کردن شما نوشته باشد. شما خودتان بنویسید این مقاله به ما مربوط نبوده تا خیال ما راحت شود.
عزت همگی شما زیاد
اردیبهشت 85
ابوالفضل هفتتنی
جزوه 80 صفحه ای
گفت و گوئى در باره جزوه 80 صفحه اى
اگر مستان هستيم از ته ايمان
وگر بى پا ودستيم از ته ايمان
اگر گبريم و ترسا ور مسلمان
بهر ملت كه هستيم از ته ايمان
اخيراً در ايران جزوه اى به صورت نيمه مخفي منتشر گرديده است. متن اين جزوه هيچ جاى شبهه اى باقى نميگزارد كه تهيه كنندگان آن وابستگان به دستگاه اطلاعاتى كشور هستند. هدف آنها از انتشار اين جزوه يك تير و دو نشان است. يكى مبرى نمودن مسئولين كشور و ديگرى مسئول شناختن اقليتهاى مذهبى در اين جنايت هولناك.